تبلیغات
دبستان دخترانه مکتب معصومه (س) بلداجی - مطالب ابر شعر
دبستان دخترانه مکتب معصومه (س) بلداجی
زن با حجاب همچون مرواریدی در صدف است.
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


شهر من بروجن

بروجن یکی از شهرهای استان چهارمحال و بختیاری، ایران است. بروجن در بخش مرکزی شهرستان بروجن واقع است. این شهر در دشتی به وسعت حدود ۵۸۰ کیلومتر مربع در شرقی‌ترین نقطه استان قرار گرفته‌است. جمعیت این شهر بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ برابر با ۴۹۰۷۷ نفر (در قالب ۱۲۸۲۸ خانواده) بوده‌است . و در سال 1390 شهرستان بروجن 119هزار و 558 نفر جمعیت را داشته است. بروجن مرتفع ترین شهر ایران می‌باشد و آن را بام ایران می‌نامند.

بروجن در دشتی حدود 580 كیلومتر مربع، در خاوری ترین نقطه منطقه و در محل تلاقی راه های سه استان چهارمحال و بختیاری، اصفهان و فارس قرار گرفته است. زبان مردم بروجن فارسی است و در روستاها به گویش های محلی همراه با لری، بختیاری و تركی قشقایی سخن می گویند. در شهرستان بروجن و مناطق و روستاهای اطراف آن مانندنقنه و بلداجی که ازتوابع شهرستان بروجن هستند، از دیرباز صنایع دستی رواج زیادی داشته است. هنرهای دستی هم چون قالی بافی، خرسک بافی، جاجیم بافی و گلیم بافی در منطقه تقته و نوعی قالی بافی خاص در بلداجی رواج دارد. قالی ‌هایی كه در بلداجی بافته می ‌شود از نوع چالشتری یا خشتی و قالی های عربی (پشمی)، ‌ قالی‌های نایینی است.
باغ آورگان، تالاب چغاخور، تالاب گندمان، تنگ وستگان، چشمه سیاسرد در 6 كیلومتری جنوب بروجن،
گردشگاه گردبیشه، بقعه امام زاده حمزه علی (ع)در بلداجی در 35 كیلومتری بروجن
از دیدنی های این شهرستان محسوب می شوند
----------------------------------------------------

مدیر وبلاگ :-- --
نویسندگان
  خداوند از تو نخواهد پرسید

           

خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می شدی، بلکه از تو

خواهد پرسیدکه چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟

خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود، بلکه از تو خواهد

پرسید به چند نفر در خانه ات خوشامد گفتی؟

خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی، بلکه از تو

خواهدرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟

خداوند از تو نخواهد پرسید بالاترین میزان حقوق تو چقدر بود، بلکه از تو

خواهدپرسید آیا سزاور گرفتن آن بودی؟

خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود، بلکه از تو خواهد

پرسیدآیا آن را به بهترین نحو انجام دادی؟

خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی، بلکه از تو خواهد

پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟

خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می کردی، بلکه از تو

خواهدپرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟

خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود، بلکه از تو خواهد پرسید

که چگونه انسانی بودی؟

خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی

رستگاری بپردازی، بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به

عمارت بهشتی خود خواهدبرد.

خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مقاله را برای دوستانت نخواندی، بلکه

خواهدپرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس

شرمندگی می کردی؟


 با تشکر از دوست گرامی  همایون رقابی






نوع مطلب :
برچسب ها : خداوند از تو نخواهد پرسید، شعر،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 بهمن 1394
                                                                   

          ساده که باشی

برایت فرقی نمیکند که تجمل چیه

که قیمت تویوتا لندکروز چنده

فلان بنز آخرین مدل ، چند ایربگ داره

مهم نیست

نیاوران کجاست

شریعتی و پاسداران و الهیه

کدام حوالی اند

رستوران چینی ها

گرانترین غذایش چیه

ساده که باشی

ظاهر وباطنت یکیه ، 

غل وغش نداری ،کینه نداری

بدی هیچ کس را باور نداری.

برای همه لبخند می زنی

ساده که باشی

سکوتت پراز حرفه ،

مرهم هر زخمه

همیشه تو جیبت شکلات پیدا میشه

زیر باران ، دهانت را باز میکنی و قطره قطره مینوشی

آدم برفی که درست میکنی

شال گردنت را به او میبخشی

ساده که باشی

همین که بدانی بربری و لواش چنده

کفایت میکند

نیازی به غذای چینی نیست

آبگوشت هم غذای خوبیه

ساده که باشی

نون نرمه ها رو از تو کوچه جمع میکنی

کناری میزاری

تا برکت خدا زیردست پا نباشه

ساده که باشی

حتی پشت تلفن به احترام پدرت تمام قد

وای می ایستی  وصحبت میکنی

گوشیتو ،تو خیابون در اختیار آدمای سرگردون  میذاری تا

 ادرسِگمشده اش رو پیدا کنه

ساده که باشی

همه چیز خوب میشه

پر از حس های خوب میشه

پر از حرفهای نگفته میشه

خودت،غمت

مشکلت،غصه ات

هوای شهرت،آدمهای اطرافت

حتی دشمنت

همه چیزت خوبه

 





نوع مطلب :
برچسب ها : ساده که باشی، شعر،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 28 آذر 1394



                                                
 به یاد مادر

                             وقتی غم روی دلت سنگینی می‌کند، می‌خزی کنار مادر و برایش آه می‌کشی و او آهت را به جان می‌خرد و آرامت می‌کند.

وقتی شادی و مرغ دلت خنده سر می‌دهد، می‌روی پیش مادر و با آب و تاب برایش از شادی‌ات می‌گویی و او خنده‌ات را به جان می‌خرد و خوشحال‌تر از تو دهانش به خنده باز می‌شود. رفیق بی‌کلک، مادر را چه خوب گفته‌اند. نه در غمش غل و غش دارد و نه در خوشحالی‌اش؛ مهر می‌جوشد از اندام مادر.

یادت هست بچه که بودی دلت می‌خواست الکی هم که شده بهانه‌بگیری و قطره اشکی به چشمت بیاوری که کسی نگاهت کند؟ اگر کسی توجهی به تو نداشت، ولی مادر دوان‌دوان می‌رسید و آن قطره اشک نمایشی را از کنار چشمت می‌چید و انگشتی لای موهایت می‌انداخت ونازت را می‌خرید. خوش به حال آنها که مادر دارند،  مادر! خدا نگهت دارد.


                                   خواهشمندم با قرائت فاتحه روحش را شاد کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها : مادر، شعر، به یاد مادر، سالگرد فوت مادر،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 11 آذر 1394

http://s1.picofile.com/file/7472128167/380265_2bbdUtus.jpg

                          عشق آمد خویش را گم کن عزیز

                                                                     قوتت را قوت مردم کن عزیز

                       عشق یعنی خویشتن را گم کنی

                                                                      عشق یعنی خویش را گندم کنی

                            عشق یعنی خویشتن را نان کنی

                                                                       مهربانی را چنین ارزان کنی

                       عشق یعنی نان ده و از دین مپرس

                                                                    در مقام بخشش از آئین مپرس

                         هرکسی او را خدایش جان دهد

                                                                      آدمی باید که او را نان دهد





نوع مطلب :
برچسب ها : عشق آمد خویش را گم کن عزیز، شعر،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 7 آذر 1394

  خدای مهربونم !!!

وقتی قلبهایمان کوچکتر از غصه هایمان میشـــــــود...
وقتی نمیتوانیم اشکهایمان را پشت پلکهایمان مخفی کنیم...
و بغض هایمان پشت سر هم میشکند...
وقتی احساس میکنیم بدبختی ها بیشتر از سهم‌مان‌ است...
و رنج‌ها بیشتر از صبرمان...وقتی امیدها ته میکشد و انتظارها به سر نمیرسد...
وقتی طاقتمان طاق میشود و تحملمان تمام...
آن وقت است که مطمئنیم به تو احتیاج داریم و مطمئنیم که تو
فقط تویی که کمکمان میکنی...
آن وقت است که تو را صدا میکنیم...
تو را میخوانیم...
آن وقت است که تو را آه میکشیم...
تو را گریه میکنیم...
تو را نفس میکشیم...
وقتی تو جواب میدهی...
دانه‌دانه اشکهایمان را پاک میکنی و یكی‌یكی‌ غصه‌ها را از توی دلمان برمیداری...
گره ‌تك‌تك‌ بغض‌هایمان را باز میکنی و دل شكسته‌مان را بندمیزنی‌....
سنگینی‌ها را برمیداری و جایش سبکی میگذاری و راحتی...
بیشتر از تلاشمان خوشبختی میدهی و بیشتر از لبها لبخند...
خواب‌هایمان را تعبیر میکنی , دعاهایمان را مستجاب و آرزوهایمان را برآورده...!
خداوندا !
تنها تو را صدا میکنیم
و فقط تو را می خوانیم ...





نوع مطلب :
برچسب ها : شعر، وقتی قلبهایمان...، عشق به خدا،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 تیر 1394

 دنگ...، دنگ ....
ساعت گیج زمان در شب عمر
می زند پی در پی زنگ.
زهر این فكر كه این دم گذر است
می شود نقش به دیوار رگ هستی من.
لحظه ام پر شده از لذت
یا به زنگار غمی آلوده است.
لیک چون باید این دم گذرد،
پس اگر می گریم
گریه ام بی ثمر است.
و اگر می خندم
خنده ام بیهوده است.

دنگ...، دنگ ....
لحظه ها می گذرد.
آنچه بگذشت ، نمی آید باز.
قصه ای هست كه هرگز دیگر
نتواند شد آغاز.
مثل این است كه یک پرسش بی پاسخ
بر لب سر زمان ماسیده است.
تند برمی خیزم
تا به دیوار همین لحظه كه در آن همه چیز
رنگ لذت دارد ، آویزم،
آنچه می ماند از این جهد به جای :
خنده لحظه پنهان شده از چشمانم.
و آنچه بر پیكر او می ماند:
نقش انگشتانم.

دنگ...
فرصتی از كف رفت.
قصه ای گشت تمام.
لحظه باید پی لحظه گذرد
تا كه جان گیرد در فكر دوام،
این دوامی كه درون رگ من ریخته زهر،
وا رهاینده از اندیشه من رشته حال
وز رهی دور و دراز
داده پیوندم با فكر زوال.

پرده ای می گذرد،
پرده ای می آید:
می رود نقش پی نقش دگر،
رنگ می لغزد بر رنگ.
ساعت گیج زمان در شب عمر
می زند پی در پی زنگ :
دنگ...، دنگ ....
دنگ...
 
سهراب سپهری




نوع مطلب :
برچسب ها : شعر، سهراب، دنگ...دنگ،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 23 آذر 1393


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

پرسش مهر 17 یعنی دنیایی بدون خشونت طراح :سیدجوادموسوی بداغ آبادی

کلیک کنید تقدیم به شما مادران مهربان ایران زمین ----------------------------------------

دبستان پسرانه هوشمند ادب لردگان

معلم لینک
-------------
-------------------------
آمار وبلاگ 7rang.ir/counter
-------------------
دانلود نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
نمونه سوال پایه ششم ابتدایی
-------------------

برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب